به شیطان گفتم: « لعنت بر شیطان »
لبخند زد.
پرسیدم: « چرا می خندی؟! »
پاسخ داد: « از حماقت تو خنده ام می گیرد »
پرسیدم: « مگر چه كرده ام؟ »
گفت: « مرا لعنت می كنی در حالی كه هیچ بدی در حق تو نكرده ام. »
با تعجب پرسیدم: « پس چرا زمین می خورم؟! »
جواب داد: « نفس تو مانند اسبی است كه آن را رام نكرده ای.
نفس تو هنوز وحشی است؛ تو را زمین می زند. »
پرسیدم: « پس تو چه كاره ای؟ »
پاسخ داد:« هر وقت سواری آموختی،
برای رم دادن اسب تو خواهم آمد؛
فعلاً برو سواری بیاموز. »
نظرات شما عزیزان:
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
پاسخ:ممنون خانومي... نظر لطفته عزيزم.